قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

265

تاريخ نگارستان ( فارسى )

حوالى بود انداخته شنا كردى و باز بدستور نزد مادر آمده شير خوردى آخر بفتوى فقهاء مقتول گشت . [ 466 - دخترى كه دو سر و دو گردن داشت . ] 466 ايضا در تاريخ يافعى مذكور است كه در شهور سنهء 458 ثمان و خمسين و اربعمأة در بغداد دخترى بوجود آمد دو سر و دو گردن داشت در يك بدن . [ 467 - شيرخوارى كه از مغيبات سخن ميگفته . ] 467 ايضا قاضى مير حسين يزدى در شرح ابيات حضرت على ايراد نموده كه اين فقير از جمعى مقبول الرواية شنيدم كه طفلى در يزد متولد شده بود و بر طبق تكلم الناس فى المهد انواع سخنان ميگفت و قرآن ميخواند و از احوال خفيه خبر ميداد سرى بزرك داشت چون دو ساله شد درگذشت و پدرم او را ديده بود نظم : از غرايب هرآنچه ميشنوى * كه نيابى بمنع آن برهان ممكنش دان نه ممتنع كه حكيم * گفته دعه ببقعة الامكان [ 468 - پادشاهان مغول چهارده تن بوده‌اند . ] 468 فرع سلاطين مغول سلاطين مغول كه در ايران فرمانفرماى بودند چهارده نفرند مدت ملكشان از شهور سنهء 599 تسع و تسعين و خمسمأة كه اول خروج چنگيز خانست در مغولستان تا روز چهارشنبه هفدهم رمضان سنهء 736 ست و ثلاثين و سبعمأة كه انقراض ارپا خان است صد و سى و هفت سال و دو سه نفرى كه از اين طبقه بنابر مصلحت امرا چند روزى اسم سلطنت يافته‌اند در اعداد آن سلاطين نيستند و در ضمن احوال امرا مذكور خواهند شد . اول : چنگيز خان بيست و پنجسال دوم : اوكتاى قاآن بن چنگيز خان سيزده سال سيم : كيوك خان بن اوكتاى قاآن يكسال چهارم : منكوقاآن بن تولى بن چنگيز نه سال پنجم : هلاكو خان هفده سال ششم : اباقا خان بن هلاكو خان هفده سال . هفتم : احمد خان بن هلاكو خان دو سال و دو ماه . هشتم . ارغون خان بن اباقا خان هفت سال . نهم : كنجاتو خان بن اباقا خان سه سال و هفت ماه . دهم : بايدو خان بن طراقاى بن هلاكو هفت سال . يازدهم : غازان خان بن ارغون هشت سال و نه ماه . دوازدهم : سلطان محمد خدابنده بن ارغون دوازده سال و نه ماه . سيزدهم : سلطان ابو سعيد خان بن سلطان محمد پانزده سال . چهاردهم : ارپا خان بن سوسة بن بيكغان بن ملك تيمور بن اباقا بن بوكا بن تولى پنجماه و كسرى [ 469 - ابو سعيد و بغداد خاتون . ] 469 من محاذات المكافات چون سلطان ابو سعيد يك مرتبه از دفع چوپانيان بپرداخت قاضى مبارك شاه را نزد شيخ حسن نويان روان ساخته استدعاى طلاق بغداد خاتون نمود و شيخ حسن خواهى نخواهى او را طلاق داده بحرم سلطان فرستاد و روزگار كينه‌گذار نيز مكافات بتقديم رسانيده بعد از ارتحال سلطان ابو سعيد كه در